تبليغاتX
جوک.اس ام اس.ترفند.آموزش.نرم افزار و...
روزي خبر نگاري از عمران صلاحي، يکي از بزرگان
طنز پرداز و طنز نويس اين مرز و بوم، پرسيد؟ شما که خودتان ترک هستيد، چرا از اين همه جوک راجع به ترک ها ناراحت نمي شويد؟ عمران صلاحي در جواب پرسش گر گفت: در باره مليت هاي بزرگ، جوک درست مي کنند.

سوال كنكور سال ۸۷        1- انرژي هسته اي حق مسلم .......... الف- ماست      ب - شير      ت -پنير        د - هر سه مورد
برداشتن قدم های بزرگ در زندگی... . . . پــاره شدن شلـــوار را در پی دارد
يارو توي خيابون زل زده بوده به يه دختره، يه پيرمردي بهش ميگه: مگه تو خودت خواهر و مادر نداري؟ لره ميگه: چرا، ولي به اين خوشگلي نيستند
به غضنفر ميگن يه فحش باحال بده. ميگه: نافم تو چشت. ميگن بي‌مزه.... اينم شد فحش؟ غضنفر ميگه: آخه وقتي نافم بره توي چشت، کيرم ميره توي دهنت
يه ايروني، يه آلماني، يه اسپانيايي و يه غضنفر سوار هواپيما بودن که زير هواپيما درمي ره، همه، حتي خلبان، از ميله بالاي هواپيما آويزون مي شن، خلبان مي گه: يکي از شماها بايد از هواپيما بپره بيرون، غضنفر يه مي گه: من مي پرم به يه شرط: همه تون برام کف بزنين، همه براش کف مي زنن و سقوط مي کنن
غضنفر مي ره توالت افتاب رو مي شکنه يکي مي گه چرا افتابه رو شکوندي؟ مي گه ايلده واسه من فيگور مي گيره پدر سگ
غضنفر باباش ميميره ميخواسته خاکش کنه جو ميگيرتش باراندازش ميکنه
به غضنفر يه ماشين مي دن که فرمونش سمت راست بوده بعد يه مدت ازش مي پرسن چطوره؟ ميگه خوبه ، فقط هر وقت تف مي کنم ميفته روي زنم
ميره آمپول بزنه، تا دکتر سوزن رو ميزنه، پا ميشه داد ميزنه: حيوون، مگه کوري، سوراخ به اين گندگي، چرا ميزني بغلش؟
يه روز غضنفر ميره داروخانه ميگه اقا ببخشيد کاندوم دارين دکتوره که فارس بود ميخواد غضنفر رو دست بندازه ميگه: داريم عزيزم ولي انواع مختلفه ميخي گيفي عسلي و... داريم. از کدوم يکي بدم. غضنفر ميگه:والاه منکه از اينجور چيزا سر در نميارم ولي فکر کن. طرف خواهر مادر خودته يچيز خوب بده
غضنفر به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! غضنفر ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم
پليس به غضنفر: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! غضنفر: ولي اينجا تابلو نزدين پليس: نزديم که نزديم، زود باش از بالاي اون آکواريوم بيا پايين
غضنفر بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه
يه غضنفر ميميره. شب اول قبر ?? تا فرشته ميان سراغش. ?تاشون سوال مي کردن ?? تاشون حاليش مي کردن
غضنفر ميره دکتر ميگه: آقاي دکتر تخمم درد ميکنه، دکتر دست ميزنه ميگه: الان چهاحساسي داري؟ ميگه: دکتر جون دوست دارم ادامه بده
غضنفر ميره تو خيابون مي بينه نوشته: سيو همان سيب است ميگه: دروغ ميگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود
به غضنفر مي گن شما ايميل دارين؟ مي گه نه خيلي ممنون من تازه غذا خوردم نوشجان
به غضنفر ميگن با اشکال جمله بساز ميگه ننتو گاييدم ميگن اين که اشکال نداشت ميگه پس آبجيتو گاييدم
غضنفر تو خواب دعواش مي شه شب بعد با بچه محلاش مي خوابه
غضنفر عاشق مي شه روي در خونشون تابلو مي زنه بزودي در اين مکان عروسي برگزار مي شود
غضنفر رو برق مي گيره مامانش مي گه ننه جون ولش نکن همين بود که باباتو کشت
غضنفر از تاکـ..سي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي راننده ميگه من که چيزي نگفتم.غضنفر مي گه بعدا که مي گي
غضنفر جلو در دبيرستان دخترونه ميوفته تو جوب واسه اينکه ضايع نشه مي گه: هرکي منو دراورد مال خودش
به غضنفر ميگن اين خيابون کجا ميره ؟ ميگه من 40 ساله تو اين خيابون زندگي ميکنم تا حالا نديدم جايي بره
يه روز يه غضنفر که فلج بوده ميره مرقد امام رضا و داشته گريه ميکرده و از امام شفاعت ميخواسته که يه خانم هم مياد و کنارش دعا ميکنه که اي امام معصوم من بچه دار نميشم کمکم کن تا بچه دار شم , غضنفر عصباني ميشه و ميگه خانوم اينجا بخش اورتوپديه , زنان زايمان اونطرفه
غضنفر با دوست دخترش رفته بوده بيرون يه دفعه مي خوره زمين واسه اين که کم نياره مي گه حرکتو حال کردي
غضنفر به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا کردم چيکارش کنم؟ ميگه ببرش باغ وحش فردا رفقيش مي گه برديش؟ غضنفر مي گه: آره. تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
غضنفر اسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه: خدا کنه نوکيا در بياد
بچه ي غضنفر به باباش ميگه: بابا چرا ما هم مثل بقيه با هواپيما نميريم کانادا؟ غضنفر ميگه: خفه شو بچه، شنا کن
از غضنفر مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه: آخه پياده خيلي راهه
يه غضنفر مي بينن طناب بسته به کمرش ميگن چرا اينکارو کردي ؟ ميگه مي خوام خودکشي کنم! ميگن چرا دور کمرت؟ ميگه بستم دور گردنم ديدم دارم خفه ميشم بازش کردم
زن: مرد چرا کولر نمي خري ؟ غضنفر: به درد نمي خونه اونايي هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
به غضنفر ميگن با نجيب جمله بساز. ميگه شلوار من نه زيپ داره نه جيب
غضنفر مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ ميگه: اين دوست دختر که ميگن شمايي؟
غضنفر سرش رو بي آب شامپو ميکنه. ميگن چرا بي آب؟ ميگه: چون روش نوشته مخصوص موهاي خشک
غضنفر آنتي بيوتيکشو سر وقت نميخوره، ازش ميپرسن چرا؟ ميگه: ميخوام ميکروبها رو غافلگير کنم
غضنفر ميره بقالي ميگه: نوشابه خانواده دارين. بقاله ميگه: آره. غضنفر ميگه: به مجرد ها هم ميدين؟
غضنفر اپليکيشن فرم پر ميکنه ، جلوي سکـ..س مي نويسه: بله خيلي زياد
غضنفر سوار تاکسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. غضنفر ميگه: زرنگي؟ ميخواي دربست حساب کني؟
غضنفر از جهنم ميره دم در بهشت، ميگه: يخ دارين؟ ميگن: داريم نميديم! غضنفر ميگه: ايلده فردا صبح که اومدين آب جوش بگيرين منم نميدم
غضنفر داشته شناي قورباغه ميرفته، لک لک مياد مي‌خوردش
غضنفر ميميره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش مي‌کنند
يه روز غضنفر پاش درد ميکرده تو جورابش قرص بروفن ميندازه
براي ترك زبانها : حتما به زبان تركي ترجمه كنيد دختر ترك به پسر ترك : ديگر مرا نمي شماري ديگر به من صورت نمي دهي يا مرا بخر يا بدوان پسر ترك به دختر : من تو را رقصاندم مادرت به من خورشيد نمي دهد برادرانت طنا بم را بريدند حالا بمان سوزان سوزان
يك قزويني برنج تبرك مي خره مياره تو خونه باز ميكنه داد ميزنه پس حميد كو؟
دختر به پسر ببین با من ازدواج کن من همه چیز دارم خونه ماشین و ... تازه بچه هم دارم.
هزار دهقان برای باریدن باران دعا کردند . . . باران نیامد ! خدا به فکر کودکی بود که چکمه اش سوراخ بود . . .
سلام سلامتي مياره . سلامتي نشاط مياره ، نشاط شادي مياره ، شادي زندگي مياره ، زندگي زن مياره ، زن بچه مياره ، بچه دردسر مياره ، دردسر بدبختي
ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيداکنی :
مورچه داشتـه دونه ميبرد ازش ميپرسند دونه را از كجا اوردي ميگه: حميد
SMS :يك ترك پسرشو ميبره انگيليس تا انگليسي ياد بگيره بعد از يك سال ميره به پسرش سر بزنه بچه انگليسيا داد ميزنند محقلي محقلي دور گل بابان گليب (شكور
کي دلش به حال ماهي ميسوزه،يکي دلش به حال ماهيگير ميسوزه اما هيچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدي نميسوزه
از يكي پرسيدند تشابه انرژي هسته اي با زن دوم مرد چيست ؟جواب داد : هر دو حق مسلم ماست
به يك ترك گفتند شما جرا فارسي بلد نيستيد ؟ گفت من حضرت سليمان نيستم كه زبان هر حيواني را بلد باشم .
تو را از گل‏. نه از گل آفريدند. تو را از عطر ياس و سنبل آفريدند. نمي دانم تو را با اين همه حسن!!!! چرا قدري خل و چل آفريدند
آرزو دارم عمرت دراز وسفيد ومفيد باشد مثل كاغذ دستمالي توالت .
مردي كه در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!
يه نفر شب اول عروسي اش حرفي براي گفتن نداشته ميگه:ببخشيد خانواده خبر دارن اينجايين؟!...

آيا مي دونيد چرا نه نه حوا خوشبخت بوده؟ براي اين که شوهرش آدم بوده.
روزي نه نه حوا مي ره دم خونشون، در مي زنه، بعد حضرت آدم مي گه: کيه؟ نه نه حوا مي گه: خودت و لوس نکن، منم.
سعيد فلاح
 


عروس رفته بود گل بچينه مامور شهرداري گرفته بود


به آقايي در ماشين كه در برف گير كرده بود مي گويند پياد ه شو زنجير بزنيم . همان آقا مي گويند نه! بيرون سرده در ماشين بشينيم سينه بزنيم


به يك نفر ميگويند زنت در خانه هنگام چيدن كلابي در حياط از نردبان افتاده حالش وخيم است
مرد زود وسايل اش را جمع مي كند به طرف خانه تند ميدود در وسط راه مي ايستد مي گويد ما تو حيا ط گلابي نداريم ولي باز شك ميكن تند ميدود و باز مي ا ايستد ميگويد اي بابا ما اصلا نردبان نداريم ولي باز شك ميكن شايد از همسايه گرفته باشند
تند شروع به دويدن ميكند باز مي ايستد ميگويد اي با با من كه اصلا زن ندارم

 

يروز يك مرد ميره به غذاخوري ميگه يدونه كباب بيار . كبابو ميارن و ميخواد بخوره ولي ميبينه مو ازش بيرون مياد ميگه اينو عوض كن يكي ديگرو ميارن از اونم مو مياد اين خودبهخود ميگه برم ببينم چرا مو پيدا ميشه از اينا ميره ميبينه كه آشپز دست نداره كبابو صاف كنه مزاره زير بغلش صاف ميكنه
 


یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی


یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن - به اندازه 5 تومن دنده عقب برید


بچه اصفهانیه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟


اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن چرا اینجا نشستی ؟!!! میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه را خوردم


به يك ترك گفتند بابا شدي . تركه ميگه به زنم نگوييد ميخوام سوپرايز ش كنم


دانشمند محبوب قزويني ها گوتنبرگ ميباشد


يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش.


يكي ميره شكار شير. وقتي شير و مي بينه تفنگ گير ميكنه شير جلو مي آيد ميگه مي خورمت . شكارچي التماس ميكنه . آخر يك بار شلوارش و پايين ميكشه. روز دوم براي انتقام از شير دوباره ميره جنگل . باز وقتي شير را ميبيند تفنگ گير ميكند . در اين موقع شكارچي شلوارش را زود پايين ميكشد شير ميگه بگو ببينم . آمدي -BADWORD- بدهي يا شير شكار كني


يه روز به يک مرد مي گن: يک جمله بساز که توش آب باشه؟
مي گه: لوله آب.


يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم.

يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش مي کنم.>
كمد سازي به آشپز خانه اي كمد نصب ميكند وبه خانه اي خود بر ميگردد به كمد ساز خانمي زنگ ميزند مي گويد: آقا كمدي كه نصب كرده اي وقتي اتوبوس رد ميشود كمدها در آشپز خانه لرزش دارند شايد محكم نصب نشده . كمد ساز بر مي گردد به همان محل نصب و به خانم مي گويد من توي كمد ميشينم اگر اتوبوس رد شد ببينم لرزش وصدا از كدام قسمت كمد است وقتي كمد ساز داخل كمد مينشيند مرد خانه وارد منزل مي شود و به آشپزخانه رفته در كمد را باز مي كند و مردي را در داخل كمد ميبيند و به او مي گويد تو اينجا چه كار مي كني ؟ كمد ساز مي گويد : اگر راست هم بگويم حرفمو باور نخواهي كرد ولي بخدا من در داخل كمد منتظر اتوبوس هستم
دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه و مي گه : بيا نديد بديد !!!

اولي: زودباش قطار ميره
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه .

يكي ميره شكار شير. وقتي شير و مي بينه تفنگ گير ميكنه شير جلو مي آيد ميگه مي خورمت . شكارچي التماس ميكنه . آخر يك بار شلوارش و پايين ميكشه. روز دوم براي انتقام از شير دوباره ميره جنگل . باز وقتي شير را ميبيند تفنگ گير ميكند . در اين موقع شكارچي شلوارش را زود پايين ميكشد شير ميگه بگو ببينم . آمدي كون بدهي يا شير شكار كني
يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!
يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه: واي سوسک!!

يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه.

يه اصفهوني موز ميخوره، معدش تعجب ميکنه.

يه اخي ميره پنجاه تومن ميندازه صندوق صدقات، ميبينه قوچعلي داره از اون ور خيابون بهش مي خنده، فکر ميکنه کم انداخته، يه دويست تومني ميندازه، مي بينه قوچعلي باز داره مي خنده، فکر مي کنه ضايس، يه پونصد تومني در مياره، مي بينه باز مي خنده، خلاصه يه هزاري در مياره ميندازه تو صندوق، مي بينه قوچعلي دلشو گرفته قاه قاه مي خنده. ميره اون ور خيابون به قوچعلي ميگه: آخه آمو براي چي مي خندي؟ کار من کجاش خنده داره؟
قوچعلي ميگه: ه ه ه ...اين خو گوشي نداره.

يکي تو مسابقه ۲۰ سوالي شرکت مي کنه، از قبل با پارتي جوابو که ۲چرخه بوده بهش ميگن و ازش ميخوان براي اينکه کسي نفهمه چندتا سوال الکي بپرسه. طرف ميگه:
-هويجه؟؟؟ ميگن نه . ميگه پس دوچرخست........

يه روز يزديا ميان تهرون ، به تهرونيا مي گن: شما چرا از ما يزديا جك نمي سازين و فقط جك هاتون از غضنفر و قوچعلي يه؟
تهرونيا مي گن : شما هم بايد يه سوتي بدين ، بعدا برا شما هم جك مي سازيم.
خلاصه بعد از مدتي يزديا ميان تهرون مي گن: آقا بيايين يزد ، ما وسط كوير سد زديم. تهرونيا ميرن يزد كه سد رو ببينن و از يزديا جك بسازن. ميرن وسط كوير ، مي بينن بله، يه سد وسط كويره ، يهو نگاه مي كنن ، مي بينن بالاي سد غضنفر و قوچعلي نشستن دارن ماهي مي گيرن!!

يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي سو سک .
بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان
نمي ميرند

روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده.

يه روزي غضنفر با پسرش گر گم به هوا بازي ميکنه جو زده ميشه بچشو ميخوره

يک روز غضنفر دماغشو بالا مي کشه چشاش سبز مي شه

يه روز از ۱۱۰ ميان يه مرده رو بگيرن مرده مي زنه مامور ۱۱۰ رو ميکشه بعد از اون ميگفتند پليس ۱۰۹ ها ها ها ها

يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کونوم

به قوچعلي ميگن شما ها بينتون آدم مشهور هم هست ؟
قوچعلي ميگه : ها بو نه پس سوفيا ...؟ ... هاردي اينا کين ؟

گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز كنين. شنگول ميگه غلط كردي ما آيفون تصويري داريم

يه روز يه مرده مي ره نونوايي ديد صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ايستاد و گفت : " آقا مادرم گفت يه نون بدين"

يه روز يه مرده تو خيابون مي گوزه براي انکه

ضايع نشه مي گه :

گوزي ..گوز..........

گوزي ..گوز.......

به يارو مي گن با مردان آنجلس جمله بساز ميگه دسشويي مردا نه آنجلس..........

يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

عربه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه مي گه: ولك آخه خـَيـلي كلاس داره!

ميزبان از يكي از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايه‏ها ناراحت مي‌شن. ميزبان گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس مي‌كنه

چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و مي‌پرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا مي‌گن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نمي‌زنند.

غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي غضنفرمي‌گذاره كه: منو فردا ساعت ۶ بيدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه

يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه باباش ميگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام

يه روز به يک خرگوشه مي کن چرا هويج مي خوري مي گه هوي جوري

روزي به مرده مي گو يند چه پفکي رو دوست داري ميگه
سي توز

مردي بود که زماني که هوا رعدو برق ميزد سرش و ميکرد بالا مي خنديد
بهش گفتن چرا اين جوري ميکني
گفت:مگه نمي بيني دارن عکس ميندازن

روزي خري به خري مي رسد و مي گويد تو چرا خري
مي گويد چون جد در جد من خر بوده

يارو مي ره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي مي گه: داش حال مي كني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه مي گه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز مي خواي جك عربي تعريف كني؟! يارو مي گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!

يه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج مي کنند . باباي جوجه خروسا به اولي مي گه چرا اخراجت کردند؟ مي گه يکم از پرام ريخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به دومي مي گه تو رو چرا اخراج کردند؟ ميگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوي صورتم فکر کردند راپيستام اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به سومي مي گه چرا اخراجت کردند ؟ ميگه اخه عکس جوجه مرغ تو کيفم بود

به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.


يارو مي خواسته خرگوش بگيره مي ره پشت درخت صدا هويج در مياره

معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند

به صدام ميگن شما چه طوري در اين گير و دار فرار کرديد ؟ صدام ميگه موتور سيکلتم تلاشه

به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با من لجن

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، مي گه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي

آبادانيه مي خواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت مي شه شلوارش رو پشت و رو مي پوشه و با عجله مي دوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد مي زنه درازش ميك نه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، مي گه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش مي كنه، چشمش مي افته به شلوارش، مي گه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پي چوندي!

يه مرده ميره حموم پاش ميره رو صابون مي خوره زمين ديگه نميره حموم

يه روز يه بابايي پاش درد ميکرد تو جورابش قرص بروفن انداخت!!

يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ بگو . ميگه دويدمو دويدم

يک مرده يک مار رو اذيت ميکنه ماره ميگه سرطان بگيري

يه روز يه نخودِ مي رسه به يه کشمشِ، کشمشِ ميگه قربونه اون چاک ِ ... نَت. نخودِ ميگه از بس اين حرفارو زدي که چوب توي ...نَت کردن

يه روز يه نفر زنگ ميزنه مخابرات مي گه :
آقا ببخشيد , شما شماره اکبر آقا رو داريد .
تلفنچي مي گه : نه
مرد ميگه : پس لطفا يادداشت کنيد

به يکي ميگن :نظرت درباره نوشابه چيه؟
ميگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولي حيف برق نداره.
به يکي ميگن:نظرت درباره خليج فارس چيه؟
ميگه:خيلي خوبه ولي بايد اسفالت بشه.

پسره به باباش ميگه:بابا ميخوام برم دانشگاه نظرت چيه؟
باباهه ميگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نميشه برو.

به يکي کارت تلفن ميدن . کارت پرس ميزنه.
يکي خودکارش تموم ميشه.ترک تحصيل ميکنه.
به يکي ميگن:اگه دنيا رو بهت بدن چيکار ميکني؟
گفت:ميفروشمش ميرم اروپا.

يک رو. به ۱ نفر ميگن با شيشه جمله بساز
ميگه ساعت شيشه

يه روز به يك اسكلت مي گن دروغ بگو مي گه :
تپلوام تپولو صورتم مثل هلو

از سه نفر پرسيدند: شماها كي بدنيا اومده ايد؟
اولي: نيمه اول سال

دومي: نيمه دوم سال

سومي: در وقت اضافه.!!!!

يك روز به يك جواني مي گويند :

آقاي محترم جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.

جوان جواب مي ده : برو ببينم من جلوي بابام هم سيگار مي كشم.!!!

يه روز قوچعلي و يه تهروني و يه اصفهوني ميخوان برن پيك نيك قوچعلي ميگه: ناهار رو من ميارم

تهرونيه ميگه : نوشابه هم رو من ميارم

اصفهونيه ميگه : منم دادشيمو ميارم!!!

فيله و مورچه هه باهم ازدواج ميكنن
فيله ميميره مورچه هه ميگه:
بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم !!
دو نفر بهم ميرسند.

اولي: از علي چه خبر؟

- علي مرد.

- چه جوري؟

- تريلي رفت رو انگشتش.

- ولي آخه اينكه نبايد منجر به مرگ بشه؟

- آخه وقتي تريلي روي انگشتش رفت, انگشتش توي دماغش بود...!!!

مردي رفيقش رو بعد از مدتها مي بينه و در مورد كار و بارش سئوال ميكنه.

رفيقش بالكنت زبون جواب ميده:

والله ما يييك كاكاكارخونه زديم ولي بعد از يكماه آآآتيش گرفت, و ههههمه اش سوخت.

بعد رفتيم تو خخخريد بوبوبورس بعد از يه يه يه يه هفهفته ۵ ميليون توتوتومن ضضضرر كردم, مرد به رفيقش ميگه:

با اينهمه ضرر خوبه كه سكته نكردي؟

رفيقش جواب ميده: پپپس فكككر كردي دارم اااداي عمه ات رو دددر ميارم؟؟؟!!!!

روزي يه نفر كه زبونش مي گرفته ميره دم دكه سيگارفروشي و ميگه:

- آآآقا بببخشيد سيسيگار دارين؟

صاحب دكه ميگه: نه, نننننداريم.

همون موقع يه نفر ديگه مياد و ميپرسه آقا سيگار دارين؟

صاحب دكه ميگه: نه آقا نداريم.

مرد اولي ناراحت ميشه و يقه فروشنده رو ميگيره و ميگه:

آآآقا دددمت گرم, حاحالا دديگه اااداي منو دددر مياري؟

صاحب دكه ميگه: نه نه جوجون تو اااداي اواونو دددر مي آآآآوردم!!!!!

سلماني از مشتري تازه كه مي خواست ريشش را اصلاح كند, پرسيد:

آيا من تا حالا ريش شما را اصلاح كرده ام؟

- نه آقا, اين جاي زخمها مربوط به زمان جنگ است.....

چند نفر مي رفتند كوه, سرپرست شون لكنت زبون داشت, از وسط هاي راه هي مي گفت: چ چ چ چ .

گروه ميرسه بالاي كوه, مي خواستند چادر بزنند, سرپرست ميگه:

چ چ چادر يادم رفت!!!ميگن اي بابا بايد برگرديم پايين, توي راه برگشت سرپرست همش مي گفته: ش ش ش ش .

خلاصه مي رسند پايين و مي بينند كه چادر نيست.
از هم مي پرسند چادرها كو؟

ميگه ش ش ش شوخي كردم!!!!!

اولي: تو از تبعيد مي ترسي يا حبس ابد يا اعدام؟

دومي: از هيچكدام, من فقط از زنم مي ترسم...!!

آقاي سردبير باز هم اين روزنامه پر از اشتباه چاپيه امروز بيش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.

- جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنيم؟؟؟!!!

يه بابايي خونه اش آتيش گرفت, هي ميرفت توي آتيش و برميگشت.

همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟

گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.

پرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟

گفت: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده بيارمش بيرون!!!!

- آقا من اومدم خودم رو بيمه كنم.

- بسيار خب در مقابل چه حوادثي مي خواهيد خودتون رو بيمه كنيد؟

- در مقابل مادرزنم

۱ - یک روز یک جوجه تیغی پیش دوستانش نشسته بوده یهو یک دونه کیوی میبینه میگه بچه ها داداشم از سربازی اومد.

۲ - یک روز به یک لاک پشت میگن دروغ بگو :



لاک پشت میگه : دویدم دویدم به دریا رسیدم



۳ - یک روز دو تا موشه ازدواج میکنن ماه عسل میرن فاضلاب



۴ - یک روز یک آقایی داشته راه میرفته خسته اش میشه میدوه



۵ - یک روز یک آقایی میره استخر آهنگ تایتانیک میزارن جو میگیرتش غرق میشه



۶ - یک روز یک مرغ و یک خروس میرن بقالی میگن ببخشید تخم مرغ دارین مرده میگه مگه شما مرغ نیستین میگه چرا ولی ما تو عقدیم



۷ - یک روز یک آقایی سوار آسانسور میشه جو میگیرتش میگه برای سلامتی آقای راننده صلوات



۸ - یک روز یک سوسکی میره تو چاه دستشویی جو میگیرتش دستش رو میبره بالا داد میزنه میگه من و این همه خوش بختی محاله محاله ...



۹ - یک روز یک آقایی یک کارخانه کبریت سازی میزنه بعد از چند روز ور شکست میکنه ازش سوال میکنن آقا علت ور شکستگی شما چه بوده میگه من برای بالا بردن کیفیت کار کبریت ها را قبل از مصرف امتحان میکردم

۱۰ - یک روز یک آقای بسیار خصیصی به همراه خانواده اش از کنار یک روستوران بسیار شیک و مجلل میگزرند بوی خوب غذا دل همشون رو آب میکنه بعد باباهه جو میگرتش میگه اگه بچه های خوبی باشین یک بار دیگه از کنار این رستونران رد میشیم

۱۱ - به یکی میگن اسم کوچک فردوسی چیه میگه میدان

۱۲ - به یکی میگن با اتوبوس جمله بساز میگه اتو بوس کردم لبم سوخت

۱۳ - به یکی میگن یک جمله بگو که آب توش جریان داشته باشه میگه لوله

۱۴ - یک روز به یک گاو میگن بزرگترین آرزوت چیه میگه میگه جلوی نیسان بشینم کنار راننده

۱۵ - به یک نفر میگن فرق هواپیما با کچل چیه میگه کچل که فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی هست .

۱۶ - یک روز یک نفر میره ته چاه میشینه میگن چرا رفتی اونجا میگه میخواهم فکر کنم میگن خوب چرا اونجا میگه خوب می خواهم عمیق فکر کنم

۱۷ - به یکی میگن خیلی آقایی ... میگه ما بیشتر

۱۸ - تمساح میره گدایی میگه به من مارمولک بدبخت کمک کنید

۱۹ - یک آقایی قدش کوتاه بوده دهنش بو پاه میداده

۲۰ - یک روز یک آقایی داشته پرتقال پوست میکنده میگه خدا کنم توش موز باشه

۲۱ - به یکی میگن موز خوردی میگه آره همون که هسته اش خیلی بزرگه

۲۲ - یک روز یک آقایی برف پاکن ماشینش رو میزنه هیبنوتیزم میشه

۲۳ - یک روز یک آقایی رو تخت می خوابه خوابش سنگین بوده تخت میشکنه

۲۴ - یک روز یک آقای خیلی خصیص موبایل میخره صفرش رو قفل میکنه

۲۵ - به یکی میگن میدونی اولین مگس در چه سالی متولد شد میگه آره دو ثانیه بعد از تولد کثافت

۲۶ - یک روز یک خانمی به دوستش میگه این روزها قلبم خیلی درد میکنه دوستش میگه نوار قلب گرفتی میگه نه نوار شجریان گرفتم

۲۷ - یک روز به یک آقایی میگن گیتار بلدی بزنی میگه نه ولی یک برادر دارم اونم بلد نیست بزنه

۲۸ - یک روز یک نفر کارت تلفن میخره فوری میره تا براش پرس کنن

۲۹ - یک نفر نماز قضا زیاد داشته زیر سجاده اش کاربن میگزاره

۳۰ - به یکی میگن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار میکنی میگه فعلا میخواهم درسم رو ادامه بدم

۳۱ - به یک افغانی میگن اگه یک کامیون پر از شمش طلا بهت بدن چی کارش میکنی میکه ۵۰۰۰ تومان میگیرم خالیش میکنم

۳۲ - یک روز یک آقایی کلیدش رو تو ماشین جا میگزاره تا بره یک کلید ساز بیاره زن و بچه اش دو ساعت تو اتوبوس گیر میکنن

۳۳ - یک روز یک آقایی در یخچال رو باز میکنه یک ژل تو یخچال بوده میلرزه میگه نترس نمیخواهم تو رو بخورم




معرفي به دوستان

سير و پياز دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه : برو گم شو ، بوي بدي داري.



پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز  مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت.



مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره.

مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي مي ريزن.

روزي خبر نگاري از عمران صلاحي، يکي از بزرگان
طنز پرداز و طنز نويس اين مرز و بوم، پرسيد؟ شما که خودتان ترک هستيد، چرا از اين همه جوک راجع به ترک ها ناراحت نمي شويد؟ عمران صلاحي در جواب پرسش گر گفت: در باره مليت هاي بزرگ، جوک درست مي کنند.

*****

سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي !!!

*****

مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!

*****

اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.

*****

طرف مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم.

*****

شفچنكو از مسابقه شهر به شهر شبكه سه بدش ميومده، يه بار زنگ مي زنه به حسيني و مي گه : گوشي رو بدين به حسيني، حسيني گوشي رو ورميداره و مي گه: اسمتون؟ شفچنكو مي گه : ببين داداش، زود بگو هواپيماتو بيارن پايين، حسيني يه خورده ادا در مي آره و مي گه : چرا؟ شفچنكو مي گه: آخه تو هواپيماتون بمب گذاشتيم.

*****

سوسکه با ملخ ازدواج مي کنه، بچه شون پروانه مي شه .

*****

يه بره با مامان و باباش دعوا مي كنه، بعد مي ره سر خيابون و داد مي زنه: دربست كشتاركاه.

*****

يه چيني رو دار مي زنن، مي شه: دارچين.

*****
از فوتباليستي مي پرسن؟ چرا هميشه قبل از زدن گل مي ري حموم؟ يارو مي گه: آخه مي خوام گل هاي تميز بزنم

*****.
گرگه مي ره خونه شنگول، منگول و حبه انگور.
در مي زنه و مي گه: شنگول، منگول، حبه انگور، در رو باز کنين، منم، مادرتون. پينوکيو در رو باز
مي کنه و مي گه: ببخشين از اينجا رفتن.

*****

يه نفر مي افته تو جوب، مردم درش مي آرن، ازش مي پرسن؟ سالمي؟ طرف مي گه: نه، من جاسمم.

*****
يه فيله از دست مادرش فرار مي کرده، يه مورچه هه مي بيندش و بهش مي گه: بيا پشتم قايم شو.

*****

يه خره لنز مي ذاره و مي ره تو جنگل، همه  حيوون ها نگاش مي کنن، مي گه: چي يه، مگه آهو نديدين؟

*****

اخي، غضنفر و قوچعلي در بيابون هاي آفريقا گير مي افتن و گرمشون مي شه. براي خنک شدن، قوچعلي مي ره و يه بادبزن درست مي کنه،
غضنفر يه پنکه و اخي يه مي ره و با در ماشين بر مي گرده، بهش مي گن: در ماشين واسه چي؟
مي گه: ميخوام شيشه شو بدم پايين، هوا بي آد

*****
يه روز بامشاد با شورت مي ره تو خيابون، يه بابايي بهش مي گه: چرا با شورت اومدي تو خيابون؟ بامشاد مي گه: وفا داري، وفا داري، به شورت من چيکار داري؟

*****






يه نفر ميره قزوين ميبينه وروديه شهر رو ديوار نوشتن شورت آهني موجود است از شهر كه خارج مي شه مي بينه رو ديوار نوشتن آهن پاره خریداریم

يه چاه وسط تهرون بوده كه مردم مي افتادن توش و زخمي و زيلي مي شدن بلاخره بعد از سالها شوراي شهر تهرون تصويب مي كنه براي رفاه حال شهروندان در يك قدمي چاه يك بيمارستان با كاملترين تجهيزات تاسيس كنند



جكهاي زير از آقاي شهاب رضوي در تاريخ پنجم مهر ماه سال هشتادو پنج

يه روز يك دختر زشت از دوست پسرش مي پرسه فرق من با خورشيد چيه . پسرمي گه:هر دوتاتون نمي شه مستقيم بهتون نگاه كرد

يه ترك ميفته داخل چاه داد ميزنه كمك يه نفر طناب ميندازه پايين تركه رو ميكشه بالا ميبينه مرده بعدا معلوم ميشه طناب رو بسته دور گردنش

مورچه داشتـه دونه ميبرد ازش ميپرسند دونه را از كجا اوردي ميگه حميد

به تركه ميگن نظر شما راجع به ازدواج فاميلي چيه؟::ميگه : چيز خوبيه , ازدواجاي خونواده ي ما همشون فاميلي فاميلي بودن , مثلا داييم , زن داييمو گرفت , عموم زن عمومو گرفت

يه تهراني براي اينكه براش جوك بسازند ميره داخل كوير قلاب ماهيگيري ميندازه ::بعد ميبينه تركه با قايق موتوري از جلوش رد ميشه

يروز مرغ مير تخم مرغ بخره بهش ميگن زشته شما تخم مرغ بخري ميگه شوهرم گفته به خاطر 50 تومن اندامتو بهم نزن

مي دونين قزويني ها كدوم قسمت تهران رو واسه زندگي كردن دوست دارن؟::.چهارراه جهان كودك

به يه تركه ميگن اگه تو دريا يه كوسه بهت حمله كرد چي كار ميكني /ميگه ميرم بالاي درخت /ميگن اخه تو درياكه درخت نيست/ميگه :مجبورم ميفهمي مجبور

يه روز از يك داماد كه دوتا كت روي هم پوشيده بود مي پرسند چرا دوتا كت پوشيدي؟::داماد خنده اي مي كنه وميگه: چون عقدوعروسي با همه

مامورامارميره درخونهرشتيه روميزنه.زنش در روبازميكنه.اززنه ميپرسه شماچندنفرين.زنه يه قرئ مياد ميگه شماچند نفرين

ميدوني تو قزوين پشت بچه ها چي نوشتن ؟؟؟؟ با نگاهي به آينده درست مصرف كنيد

از يه دختره ميپر سن چرا/به دوست پسر ميگن بي ف ميگه چون بد بخت و فلك زده ست

زشخصي ميپرسن چرا قرصهايت راسروقت نمي خوري::ميگه مي خواهم ميكروبها راغافلگير كنم

قانون 13 نيوتن ميگه:وقتي ميري دستشويي منتظر جاذبه زمين نباش.زور بزن

يه روز پير زنه تو اتوبوس ميگه ني ناي ناي ناي ني ناي ناي همه دست مي زنند پير زنه دندوناشو از كيفش در مي ياره مي زا ره دهنش مي گه نياوران نگه دار

ميدونيد قزويني ها كي ميرن شمال ؟ فصل برداشت محصول

به يك نفرميگن فرق حادثه وفاجعه چيه....ميگه تويك كشتي مسافري باشي درحال مسافرت يه باره مادرزنت بيفته تواب به اين ميگن حادثه اماوقتي كه يه نجات غريق بره اونوبياره بيرون ميشه فاجعه..///

به تركه ميگن حج خوش گذشت تركه گفت :خيلي سنگ خوردم ولي بالاخره بوسيدمش

تهروني در باغ ميوه مي چيد باعبان او را ميبينه در اين موقع تهروني فرار ميكنه ميره زير يك الاغ قايم ميشه و باغبان او را پيدا ميكنه و ميگه زير الاغ چكار ميكني تهروني ميگه من پچه اينم. باغبان ميگه الاغ من نر است تهروني حاضر جواب ميگه از مادرم قهر كرده پيش پدرم امده ام
چون در جوكها جا نشد اينجا نوشتم
تشكر

 



تركه ميره جنگ فرداش برميكرده بهش ميگن چرا اين قدر زود برگشتي ميگه بابا اينا خيلي خرن تفنگ بازي ميكنن به قصد كشت

يه تركه سوار سمند ميشه مي بينه يه زنه بهش ميگه: لطفا در خودرو را ببنديد.::تركه ميگه: خوب بستم حالا بيا بيرون جيگر

يه گوسفنده ازجلويه قصابي ردميشه ميگه تيكه تيكه كردي دل منو

يه تركه كلي درس ميخونه قاضي ميشه يه پرونده ميزارن جلوش ميگن حكم چيه ميگه خشت



 مار ناراحت یه گوشه نشسته بوده . ازش می پرسن چی شده ؟ میگه : یه عمر عاشقش بودم .

تازه فهمیدم شلنگ بوده.

۱  روز ۱ ترکه میره ادلره ثبت احوال برای اسم گذاری بچه اش

مسئول میگه اسمشو میخوای چی بزاری

میگه  دیوید کاپلفیر

مسئول میگه حالا چرا   دیوید کاپلفیر

میگه بچه ای که از ۲  کاندم رد  بشه حتما  دیوید کاپلفیره

..............................................................................................................

۱  روز ۳  موش بودن میخاستن پیشه هم  خالی ببندن 

اولی میگه: من هر روز میرم دم در خونم  با تله موشه ۱۰ بالفیکس میرم پنیرشم میخورم

دومی میگه: من دیروز تو ۱ کوچه بودم ۱۰ گربه خفتم کردن زدم مادرشونو **

سومی میره گوشی تلفن رو بر میداره ۲ دقیقه نگه میداره  بعد میزاره رفیقاش میگن کی بود میگه

بچه ها بودن گربه گرفتن گفتن بریم بکنیمش

..........................................................................................................................................

۱ روز ۱ ترکه میره پیشه دندونپزشک

میگه این دندونم درد میکنه بکشش  دکتر هم میکشه بعد ترکه میگه خرت کردم

اون یکی درد میکرد

..........................................................................................................................................

چندتا رشتي با خودشون مي گن چرا اينقدر واسه تركها جوك دروست ميكنن
ما هم يه كار كنينم واسه ما هم جوك دروست كنند
مي بينند يه تركه داره مياد طرفشون
ميگن خوب الان يه كار مي كنيم كه اين تركه بره ازمون جوك درست كنه
به تركه ميگن:ببخشين ما هر چقدر به اين تيره برق ميزنيم كسي درو باز نمي كنه
تركه يه نگاه به تيره برق ميندازه
ميگه:راست مي گين چراقشون هم كه روشنه......
..........................................................................................................................................
تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!
..........................................................................................................................................
يه مرغ ايروني با يه مرغ امريكايي داشتن واسه هم رجز مي خوندن
مرغ ايراني ميگه من هر تخم 30 تومن قيمتشه
مرغ امريكايي ميگه من هر تخمم 40 تومن قيمتشه
ايرانيه ميگه برو خواهر ما واسه 10 تومن كون خودمونو پاره نمي كنيم
..........................................................................................................................................
به رشتيه ميگن زنتو طلاق بده ميگه زنم چهار تا صفت خوب داره كه بخاطر اونا طلاقش نميدم ميگن اين 4 تا صفت چيه؟ ميگه روز اول رفتم خونه ديدم 1 آقايي تو خونس گفتم خانم جان اين آقا كيه خجالت كشيد سرشو انداخت پايي گفتم به به چه نجابتي روز دوم رفتم خونه ديدم 2 تا آقا تو خونن گفتم خانم اين كين نگام كردو گفت اينا دو تا مردن گفتم به به چه شهامتي روز سوم رفتم خونه ديدم 3 تا آقا تو خونن گفتم خانم جان اينا كين گفت خوب اينا سه تا مردن ديگه گفتم به به چه استقامتي روز چهارم رفتم خونه ديدم يه صف مرد در خونمونه رفتم آخر صف وايسادم خانم از تو داد زد نايست تو صف بيا تو گفتم به به چه معرفتي
..........................................................................................................................................
ركه ميخواسته بره ژاپن دوستش بهش ميگه وقتي خواستي برگردي يه سنجاب واسم بيار تركه ميخواسته بياد تو گمرك سنجابو ميذاره تو شرشتش كه بهش گير ندن از گمرك كه رد ميشن ميبينن تركه غش كرد ميبرنش بيمارستان بهوش كه مياد ازش ميپرسن چي شد؟ ميگه والا اين سنجابه رو كه گذاشتيم تو شرتمون اول فكر كرد ت*مام گردون هي زدشون به همديگه بعد فكر كرد ك*نم لونشه هي رفت تو هي اومد بيرون حالا اينا خوبه بعد ميخواست گردوهاشم ببره تو لونه
..........................................................................................................................................
خانومه با 4-5 تا بچه ميره دكتر ميگه آقاي دكتر من نمي دونم چرا اينقدر حامله ميشم حتما يه چيزي تو هوا هست
دكتر ميگه بله خانوم لنگاتون
..........................................................................................................................................
تركه ميخواسته بچه عربه رو اذيت كنه بهش ميگه اگه تونستي با ك*رت اين ويديو رو بلند كني اين ويديو واسه خودت بچه اين كارو ميكنه بعدش ميره چند دقيقه بعد با باباش مياد باباهه ميگه اومديم يخچالم ببريم
..........................................................................................................................................
به تركه ميگن ميخواهن ماهواره ها رو جمع كنن ميره رو ديشش مينويسه كولر
 
نظر يادت نره

نوشته شده توسط ساسان در دوشنبه 24 تیر1387

لينك مطلب



Ads



  • درباره وبلاگ
  • سلام
    ممنونم از ولاگم دیدن کردید اگه وبلاگ دارید در قسمت نظرات بزارید تا در اولین فرصت وبلاگتونو لینک کنم.
    ممنون میشم اگه وب منم لینک وب خود کنید
    اگه خواستید لینک کنید عنوان وب را :

    :::جوک.اس ام اس.ترفند.آموزش.نرم افزار:::

    بگزارید.
  • موضوعات
  • نویسنده
  • جستجو
  • آمار و امکانات دیگر
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati